پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

هرکه امشب می نمی‌نوشد به ما منسوب نیست

پارسا در حلقه مستان نشستن خوب نیست

در چنین فصلی که بلبل مست و گلشن پرگل است

گر همه پیمانه عمرست خالی خوب نیست

سرنوشتم را قضا از بس پریشان زد رقم

هرکه خواندش گفت مضمونی درین مکتوب نیست

کام‌جویان رشک بر حال زلیخا می‌برند

چشم ما جز در قفای گریه یعقوب نیست

در بیابان تمنا هر قدم دیوانه‌ایست

لیک مجنون تو بودن کار هر مجذوب نیست

ابتلای عشق را مپسند جز بر جان من

در بلا هر جورکش را طاقت ایوب نیست

نقش چشم خویش بر بال کبوتر می‌کشم

طالب دیدار را زین خوب‌تر مکتوب نیست

تا  دل از خون پر بود مگذار خالی دیده را

شیشه تا پر مِی بود پیمانه خالی خوب نیست

از سر کوی تو قدسی سوی گلشن کی رود؟

جلوه سرو و سمن چون جلوه محبوب نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲دلی که عشق نکردش چو لاله داغ کجاست
  2. شمارهٔ ۶۳دل یکی وز هر طرف بر سینه داغ دیگری‌ست
  3. شمارهٔ ۶۴بی تو شب تا روز چون شمعم به چشم تر گذشت
  4. شمارهٔ ۶۵گذشت فصل گل و رغبت چمن باقی‌ست
  5. شمارهٔ ۶۶گشته پنهان از نظر آن‌کس که صیاد من است
  6. شمارهٔ ۶۷عافیت سینه‌خراش جگر ریش من است
  7. شمارهٔ ۶۸آسمان پوشیده نیلی جان من غمناک چیست
  8. شمارهٔ ۶۹زاهد ز منع تو دل صد بینوا شکست
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.