پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

دل یکی وز هر طرف بر سینه داغ دیگری‌ست

بهر یک پروانه از هر سو چراغ دیگری‌ست

هر طرف رنگی دگر برمی‌کند نظّاره‌اش

ساقی ما گل‌گل امشب از ایاغ دیگری‌ست

آنکه او را روز و شب در کعبه می‌جویی سراغ

پیش رندان در خراباتش سراغ دیگری‌ست

روزنم هرگز چنین روشن نبود از ماهتاب

کلبه ما روشن امشب از چراغ دیگری‌ست

شیشه را گیرم به لب ساقی چو ساغر کم دهد

امشبم در باده‌پیمایی دماغ دیگری‌ست

طعنه وارستگی تا چند قدسی را هنوز

بر دل از هر حلقه زلف تو داغ دیگری‌ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵گذشت فصل گل و رغبت چمن باقی‌ست
  2. شمارهٔ ۶۶گشته پنهان از نظر آن‌کس که صیاد من است
  3. شمارهٔ ۶۷عافیت سینه‌خراش جگر ریش من است
  4. شمارهٔ ۶۸آسمان پوشیده نیلی جان من غمناک چیست
  5. شمارهٔ ۶۹زاهد ز منع تو دل صد بینوا شکست
  6. شمارهٔ ۷۰چشم عیبت چو نباشد گل و خاشاک یکی‌ست
  7. شمارهٔ ۷۱از خارخار وصل گلم دل فگار نیست
  8. شمارهٔ ۷۲ای دل می امید دگر بر تو حرام است
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.