پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸

آسمان پوشیده نیلی جان من غمناک چیست

دیگری دارد مصیبت بر سر من خاک چیست

هر طرف هست آرزویی در دل صدپاره‌ام

در میان لاله و گل اینقدر خاشاک چیست

بر شهید دیگری تیغ‌آزمودن خوب نیست

عشق ما را بس بود بی‌مهری افلاک چیست

سنبل و گل پرده تا برداشتی دانسته‌اند

زلف عنبربو کدام و روی آتشناک چیست

گر نظر با غیر بودش چون دل من شاد شد؟

تیغ اگر بر دیگری زد سینه من چاک چیست

در حریم وصل خود منع دلم از غم مکن

غنچه می‌داند که در گلشن دل غمناک چیست

آنکه هرگز برنمی‌دارد قدم از دیده‌ام

حیرتی دارم که نقش پای او بر خاک چیست

دیده گریان خود تا دیده‌ام دانسته‌ام

با همه آلوده دامانی نگاه پاک چیست

ای سراپا عشوه گاهی جلوه‌ای در کار ما

بر سر گنجی نشسته اینقدر امساک چیست

دل به زلفش بسته‌ای قدسی چه می‌خواهی دگر

صید بسمل‌گشته را معراج جز فتراک چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰چشم عیبت چو نباشد گل و خاشاک یکی‌ست
  2. شمارهٔ ۷۱از خارخار وصل گلم دل فگار نیست
  3. شمارهٔ ۷۲ای دل می امید دگر بر تو حرام است
  4. شمارهٔ ۷۳فتنه‌جویی ز بت خویش مرا باور نیست
  5. شمارهٔ ۷۴مرو ز دیده که جام جهان‌نما اینجاست
  6. شمارهٔ ۷۵از زبان من غرض گو گرنه حرفی تازه بست
  7. شمارهٔ ۷۶به گریه سحر و آه شب دلم شادست
  8. شمارهٔ ۷۷عشق را چون شعله غیر از سوختن دربار نیست
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.