پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳

فتنه‌جویی ز بت خویش مرا باور نیست

گر دمی بر سر نازست دمی دیگر نیست

شکوه از خامی عاشق نکند معشوقی

حسن از عشق در آیین وفا کمتر نیست

بهر ظرفی که ندارم چه کشم رنج خمار

شیشه را بر لب خود گیرم اگر ساغر نیست

سینه سوراخ شد از گرمی خونم گویا

که ز خونابه حسرت مژه امشب تر نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵از زبان من غرض گو گرنه حرفی تازه بست
  2. شمارهٔ ۷۶به گریه سحر و آه شب دلم شادست
  3. شمارهٔ ۷۷عشق را چون شعله غیر از سوختن دربار نیست
  4. شمارهٔ ۷۸لیلی‌اش در دل و گوشش به صدای جرس است
  5. شمارهٔ ۷۹آنکه دایم می‌خراشد سینه ما ناخن است
  6. شمارهٔ ۸۰بازم نشسته تا مژه در دل نگاه کیست
  7. شمارهٔ ۸۱از غم نمی‌خورد دل اهل جنون شکست
  8. شمارهٔ ۸۲نوای من چو ز صد پرده بر یک آهنگ است
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.