پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

گشته پنهان از نظر آن‌کس که صیاد من است

عالمی را برده از یاد آنکه در یاد من است

هر که رُفت از دل غباری بر دلم آمد نشست

هرکجا گم شد غمی در محنت‌آباد من است

ناله‌ای کردم برآمد شیون از صحن چمن

گرمی عشق گل و بلبل ز فریاد من است

نگذرد در خاطر صیاد صید از دوستی

دشمن جان من است آنکس که در یاد من است

در خراش سینه من کز ناتوانی عاجزم

کوه بشکافم اگر گویی که فرهاد من است

قطره بر دریا فزونی می‌کند در عشق زود

عمرها شاگرد من بود آنکه استاد من است

زردی رویم نه از بیم است قدسی زیر تیغ

رنگ زردم عذرخواه تیر جلاد من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸آسمان پوشیده نیلی جان من غمناک چیست
  2. شمارهٔ ۶۹زاهد ز منع تو دل صد بینوا شکست
  3. شمارهٔ ۷۰چشم عیبت چو نباشد گل و خاشاک یکی‌ست
  4. شمارهٔ ۷۱از خارخار وصل گلم دل فگار نیست
  5. شمارهٔ ۷۲ای دل می امید دگر بر تو حرام است
  6. شمارهٔ ۷۳فتنه‌جویی ز بت خویش مرا باور نیست
  7. شمارهٔ ۷۴مرو ز دیده که جام جهان‌نما اینجاست
  8. شمارهٔ ۷۵از زبان من غرض گو گرنه حرفی تازه بست
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.