پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

چو نمی‌کنی نگاهی به ستم مران خدا را

نکنی اگر نوازش مشکن دل گدا را

همه حیرتم که هرگز چو نبوده آشنایی

به جهان که گفته چندین سخنان آشنا را

چو شدی تمام خواهش چه زنی در اجابت؟

به دم فسرده هرگز نبود اثر دعا را

شده قاصد آنچنان کم به میان دوست‌داران

که ز مصر سوی کنعان نفتد گذر صبا را

نفسی ز من نگشتی دل نازک تو غافل

به تو گر خدای دادی دل مهربان ما را

ز طراوت جمالت به هزار دیده مرغان

نکنند فرق از هم به چمن گل و گیا را

غم عشق را به صد جان چو کنند بیع قدسی

ندهی ز دست ارزان گهر گران‌بها را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷ناگفته ماند صد سخن آرزو مرا
  2. شمارهٔ ۲۸به کفر زلفت از آن تازه کردم ایمان را
  3. شمارهٔ ۲۹در راه تا رود ز من آن نازنین جدا
  4. شمارهٔ ۳۰می‌زند نشتر تدبیر شب و روز مرا
  5. شمارهٔ ۳۱شبی هرکس به بزم دلستانی جا کند خود را
  6. شمارهٔ ۳۲برای سوختن یک شعله کافی نیست داغم را
  7. شمارهٔ ۳۳لب شود ریش ار برد نام دل افگار ما
  8. شمارهٔ ۳۴منم که داغ دلم دشمن است مرهم را
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.