پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

چند سوزد برق غم مشتی خس و خاشاک را

آتشی خواهم که سوزد خرمن افلاک را

چشم ما پاک است چون خورشید از آلودگی

دامن پاکی بود شایسته چشم پاک را

شوق آتش تا نسازد خلق را گرم گناه

چون برون آیی بپوش آن روی آتشناک را

بهر قتل عشق‌بازان دیر می‌آید اجل

رخصت یک غمزه فرما نرگس چالاک را

بر سر خاک شهیدان بیش از این قدسی منال

چند دردسر دهی آسودگان خاک را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸به کفر زلفت از آن تازه کردم ایمان را
  2. شمارهٔ ۲۹در راه تا رود ز من آن نازنین جدا
  3. شمارهٔ ۳۰می‌زند نشتر تدبیر شب و روز مرا
  4. شمارهٔ ۳۱شبی هرکس به بزم دلستانی جا کند خود را
  5. شمارهٔ ۳۲برای سوختن یک شعله کافی نیست داغم را
  6. شمارهٔ ۳۳لب شود ریش ار برد نام دل افگار ما
  7. شمارهٔ ۳۴منم که داغ دلم دشمن است مرهم را
  8. شمارهٔ ۳۵خط تو سرمه کشد دیده تمنا را
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.