پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

لب شود ریش ار برد نام دل افگار ما

آستین سوزد اگر چیند نم از رخسار ما

سبحه بر کف، توبه بر لب، دل پر از ذوق گناه

معصیت را خنده می‌آید ز استغفار ما

نشکفد در سینه دل بی زخم تیغ غمزه‌ای

تا نگردد خون نخندد غنچه گلزار ما

خویش را قدسی بر آتش نه بسوزان تا به کی

ننگ دین و کفر گردد سبحه و زنار ما؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵خط تو سرمه کشد دیده تمنا را
  2. شمارهٔ ۳۶فسون ناله‌ام شب بسته خواب پاسبانش را
  3. شمارهٔ ۳۷تهی ز می نتوان یافتن ایاغ مرا
  4. شمارهٔ ۳۸به هر طرف که تو جولان دهی سمند آنجا
  5. شمارهٔ ۳۹پرهیز ده ز هجر گرفتار خویش را
  6. شمارهٔ ۴۰سخن ز غیر مپرسید بینوایی را
  7. شمارهٔ ۴۱رغیرتم پوشیده از چشم بدان، خوب مرا
  8. شمارهٔ ۴۲بود ز روی تو روشن به صد دلیل مرا
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.