پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

بود ز روی تو روشن به صد دلیل مرا

که روز هجر تو باشد شب رحیل مرا

ز ناوکت به دلم زخم دیگران به شد

پر خدنگ تو شد بال جبرئیل مرا

دلیل سوختنم روشن است بی دعوی

چو شمع کی رگ گردن بود دلیل مرا؟

خوش است هرچه به لعل تو نسبتی دارد

لب تو ساخته محتاج سلسبیل مرا

خلاف طبع ز معشوق هم خلد در طبع

ز مهر شعله فسرد آتش خلیل مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴دارد نشان ز طینت مجنون، سرشت ما
  2. شمارهٔ ۴۵گر به خیال در نظر جلوه دهد جیب را
  3. شمارهٔ ۴۶چیزی نشد معلوم من از صحبت فرزانه‌ها
  4. شمارهٔ ۴۷چو شخص سایه ندیده کسی هلاک مرا
  5. شمارهٔ ۴۸نهادی بر سر شوریدگان داغ
  6. شمارهٔ ۴۹گشته چون آینه روشن دل بی‌کینه ما
  7. شمارهٔ ۵۰داد گلبن در چمن یاد از گل‌افشانی مرا
  8. شمارهٔ ۵۱دل دیوانه کی در گوش گیرد پند دانا را
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.