پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹

گشته چون آینه روشن دل بی‌کینه ما

تا فتد عکس جمال تو در آیینه ما

غمزه‌ات ناوک بیداد نیاورده به زه

دل به خون گشته ز مژگان تو در سینه ما

گرمی سلسه عشق ز داغ دل ماست

گوهر درد برد عشق ز گنجینه ما

عشق پیوسته به تعلیم جنون مشغول است

رسم آزادشدن نیست در آدینه ما

دوش بودیم ز وصل تو چو قدسی محروم

هست تا روز جزا حسرت دوشینه ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱دل دیوانه کی در گوش گیرد پند دانا را
  2. شمارهٔ ۵۲شب شود روز از خیال عارض جانان ما
  3. شمارهٔ ۵۳غمش فشانده ز دامن غبار ننگ ترا
  4. شمارهٔ ۵۴بی‌درد خسته‌ای که به درمان شد آشنا
  5. شمارهٔ ۵۵ز ایمان همتی چون آن نگار چین شود پیدا
  6. شمارهٔ ۵۶کجا در غربتم یک همدم دیرین شود پیدا؟
  7. شمارهٔ ۵۷منشور خدمت تو رقم شد به نام ما
  8. شمارهٔ ۵۸چند باشد دل ز وصل دل‌ربایی بی‌نصیب
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.