پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

چند باشد دل ز وصل دل‌ربایی بی‌نصیب

چند باشد گوشم از آواز پایی بی‌نصیب

رخ مپوش از من گهِ نظّاره این عیب است عیب

کز سر خوان کریم آید گدایی بی‌نصیب

چند آیم بر سر راه و ز بیم خوی تو

چشم از نظّاره و لب از دعایی بی‌نصیب

وقت رفتن جسم قدسی را مسوز ای آه گرم

تا نگردد ز استخوان او همایی بی‌نصیب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰هرکه امشب می نمی‌نوشد به ما منسوب نیست
  2. شمارهٔ ۶۱طبعم ز باده چون گل سیراب روشن است
  3. شمارهٔ ۶۲دلی که عشق نکردش چو لاله داغ کجاست
  4. شمارهٔ ۶۳دل یکی وز هر طرف بر سینه داغ دیگری‌ست
  5. شمارهٔ ۶۴بی تو شب تا روز چون شمعم به چشم تر گذشت
  6. شمارهٔ ۶۵گذشت فصل گل و رغبت چمن باقی‌ست
  7. شمارهٔ ۶۶گشته پنهان از نظر آن‌کس که صیاد من است
  8. شمارهٔ ۶۷عافیت سینه‌خراش جگر ریش من است
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.