پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

ز ایمان همتی چون آن نگار چین شود پیدا

که از هر چین زلفش رخنه‌ای در دین شود پیدا

ز حسن ساده گل داغ خواهد شد دل بلبل

چو گرد عارض خوبان خط مشکین شود پیدا

چو زلف عنبرافشان صبحدم در باغ بگشایی

ز شبنم خال مشکین بر رخ نسرین شود پیدا

بتی دارم که بر خورشید اگر سیلی زند حسنش

عجب نبود میان روز اگر پروین شود پیدا

سراپا لب شود ماه نو و بوسد رکابش را

چو خورشید جهانگردم ز پشت زین شود پیدا

به فکر صورت خوبان چو قدسی نکته پردازد

ز لفظ ساده‌اش صد معنی رنگین شود پیدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷منشور خدمت تو رقم شد به نام ما
  2. شمارهٔ ۵۸چند باشد دل ز وصل دل‌ربایی بی‌نصیب
  3. شمارهٔ ۵۹شد بهار از توبه‌کردن بایدم اکنون گذشت
  4. شمارهٔ ۶۰هرکه امشب می نمی‌نوشد به ما منسوب نیست
  5. شمارهٔ ۶۱طبعم ز باده چون گل سیراب روشن است
  6. شمارهٔ ۶۲دلی که عشق نکردش چو لاله داغ کجاست
  7. شمارهٔ ۶۳دل یکی وز هر طرف بر سینه داغ دیگری‌ست
  8. شمارهٔ ۶۴بی تو شب تا روز چون شمعم به چشم تر گذشت
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.