پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

شب شود روز از خیال عارض جانان ما

شمع گو منت منه بر کلبه احزان ما

بر لب استغفار و در دل نقش روی و زلف یار

بت درون پیرهن می‌پرورد ایمان ما

دست ما تا با گریبان پاره‌کردن کرده خو

تار و پود پیرهن بر تن بود زندان ما

گلشن ما جای عشرت نیست ای بلبل برو

جز دل پرخون گلی نشکفته در بستان ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴بی‌درد خسته‌ای که به درمان شد آشنا
  2. شمارهٔ ۵۵ز ایمان همتی چون آن نگار چین شود پیدا
  3. شمارهٔ ۵۶کجا در غربتم یک همدم دیرین شود پیدا؟
  4. شمارهٔ ۵۷منشور خدمت تو رقم شد به نام ما
  5. شمارهٔ ۵۸چند باشد دل ز وصل دل‌ربایی بی‌نصیب
  6. شمارهٔ ۵۹شد بهار از توبه‌کردن بایدم اکنون گذشت
  7. شمارهٔ ۶۰هرکه امشب می نمی‌نوشد به ما منسوب نیست
  8. شمارهٔ ۶۱طبعم ز باده چون گل سیراب روشن است
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.