پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

آه سحر نتیجه شرر می‌دهد مرا

نخل امید بین که چه بر می‌دهد مرا

خون می‌کند غمت جگرم را هزاربار

تا یک پیاله خون جگر می‌دهد مرا

بیهوشی‌ام به طرز حریفان بزم نیست

ساقی می از سبوی دگر می‌دهد مرا

افتاده‌ام به دام کسی کز غرور حسن

نه می‌کند هلاک و نه سر می‌دهد مرا

قدسی شود چو معرکه رستخیز، گرم

دل بد مکن که عشق ظفر می‌دهد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵گر به خیال در نظر جلوه دهد جیب را
  2. شمارهٔ ۴۶چیزی نشد معلوم من از صحبت فرزانه‌ها
  3. شمارهٔ ۴۷چو شخص سایه ندیده کسی هلاک مرا
  4. شمارهٔ ۴۸نهادی بر سر شوریدگان داغ
  5. شمارهٔ ۴۹گشته چون آینه روشن دل بی‌کینه ما
  6. شمارهٔ ۵۰داد گلبن در چمن یاد از گل‌افشانی مرا
  7. شمارهٔ ۵۱دل دیوانه کی در گوش گیرد پند دانا را
  8. شمارهٔ ۵۲شب شود روز از خیال عارض جانان ما
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.