پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹

در راه تا رود ز من آن نازنین جدا

دستش جدا عنان کشد و آستین جدا

چون بر نشان پای تو مالم رح نیاز

نتوان چو سایه کرد مرا از زمین جدا

از لذت خدنگ ستم عضوعضو من

هریک کنند شست ترا آفرین جدا

هم عاشق وفایم و هم بنده جفا

دارم به سینه داغ جدا بر جبین جدا

من ترک عالمی ز برای تو کرده‌ام

از من مشو برای دل آن و این جدا

قدسی ندید دولت وصلت به خواب هم

از چون تویی فتاده کسی این چنین جدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱شبی هرکس به بزم دلستانی جا کند خود را
  2. شمارهٔ ۳۲برای سوختن یک شعله کافی نیست داغم را
  3. شمارهٔ ۳۳لب شود ریش ار برد نام دل افگار ما
  4. شمارهٔ ۳۴منم که داغ دلم دشمن است مرهم را
  5. شمارهٔ ۳۵خط تو سرمه کشد دیده تمنا را
  6. شمارهٔ ۳۶فسون ناله‌ام شب بسته خواب پاسبانش را
  7. شمارهٔ ۳۷تهی ز می نتوان یافتن ایاغ مرا
  8. شمارهٔ ۳۸به هر طرف که تو جولان دهی سمند آنجا
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.