پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

دلبستگی نماند به وارستگی مرا

وارستگی مباد ز دلبستگی مرا

آسودگی به شربت مرگم علاج کرد

دشمن طبیب گشت درین خستگی مرا

کردم ز عشق شکوه تلافی نمی‌شود

سوزند اگر به آتش وارستگی مرا

روزی که جامه بر قد احباب دوختند

عشقت قبول کرد به شایستگی مرا

ترسم ز نازکی شکند شیشه دلم

در بر کش ای نسیم به آهستگی مرا

قدسی روم طفیل حریفان به بزم او

هرگز نخواند یار به دانستگی مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷ز هجر کرد خبردار وصل یار مرا
  2. شمارهٔ ۱۸یکی بود به نظر نیستی و هستی ما
  3. شمارهٔ ۱۹آتش مزاج من بگذار این عتاب را
  4. شمارهٔ ۲۰خوشم به درد مکن ای دوا عذاب را
  5. شمارهٔ ۲۱داده عشقم باده نابی که می‌سوزد مرا
  6. شمارهٔ ۲۲وبال جان اسیران مکن رهایی را
  7. شمارهٔ ۲۳شد دهان شکرگو هر زخم نخجیر ترا
  8. شمارهٔ ۲۴خوشم که ضعف چنان کرده روشناس مرا
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.