پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳

شد دهان شکرگو هر زخم نخجیر ترا

صید پیکان‌خورده داند لذت تیر ترا

جز حدیث بیستون در بزم شیرین نگذرد

آفرین ای ناله فرهاد تاثیر ترا

جور کن چندان که بتوانی که روز بازخواست

بر زبان شکوه شکر آید عنان‌گیر ترا

از چه خاکی ای دل ویران که از روز ازل

هیچ‌کس از پیش خود نگرفت تعمیر ترا

بر در دیوانگی زد بر سر کوی تو دل

تا به گردن افکند زلف چو زنجیر ترا

صید دل نزدیک و تیر غمزه دائم در کمان

ای شکارانداز باعث چیست تاخیر ترا؟

گر خطایی رفت قدسی حرف نومیدی مزن

کی کریمان بر تو می‌گیرند تقصیر ترا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵چو نمی‌کنی نگاهی به ستم مران خدا را
  2. شمارهٔ ۲۶چند سوزد برق غم مشتی خس و خاشاک را
  3. شمارهٔ ۲۷ناگفته ماند صد سخن آرزو مرا
  4. شمارهٔ ۲۸به کفر زلفت از آن تازه کردم ایمان را
  5. شمارهٔ ۲۹در راه تا رود ز من آن نازنین جدا
  6. شمارهٔ ۳۰می‌زند نشتر تدبیر شب و روز مرا
  7. شمارهٔ ۳۱شبی هرکس به بزم دلستانی جا کند خود را
  8. شمارهٔ ۳۲برای سوختن یک شعله کافی نیست داغم را
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.