پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۵

تا بود گریه کی آباد شود خانه ما؟

جغد را پای به گل رفته به ویرانه ما

ما از آن سوختگانیم که معمار ازل

طرح آتشکده برداشت ز کاشانه ما

عشق پیوسته به دنبال دلم می‌گردد

شعله آید به طلبکاری پروانه ما

جرم می خوردن ما نیست کم از طاعت کس

کار صد توبه کند گریه مستانه ما

چون تهی دیده که آرد به کسی روی نیاز

چشم بر چشم صراحی زده پیمانه ما

حرف دیوانه شنیدن ز خردمندی نیست

عاقلان گوش نکردند بر افسانه ما

چون سپندی که بود بر سر آتش قدسی

هرگز آرام نگیرد دل دیوانه ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷پژمردگی نبرد بهار از گیاه ما
  2. شمارهٔ ۸خوشدل کند خیال تو هجران‌کشیده را
  3. شمارهٔ ۹ز نقش کینه چو پاک است لوح سینه ما
  4. شمارهٔ ۱۰از جا نبرد صحبت اهل هوس مرا
  5. شمارهٔ ۱۱تا ز رویش گلستان کردم نگاه خویش را
  6. شمارهٔ ۱۲ز رشک، باد صبا گرچه سوخت جان مرا
  7. شمارهٔ ۱۳کو سرانجامی که شب روشن کنم کاشانه را
  8. شمارهٔ ۱۴کی حرف ملامت شکند خاطر ما را؟
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.