پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰

از جا نبرد صحبت اهل هوس مرا

آتش نیم که تیز کند خار و خس مرا

آمیزشم چو جغد شگون نیست بر کسی

گو آشنای خویش مدان هیچ‌کس مرا

هنگام عرض حال ز چین جبین تو

در سینه چون حباب گره شد نفس مرا

بر من زمانه منت بال هما نهد

افتد به سر چو سایه بال مگس مرا

دنبال کاروان بلا عشق دم‌به‌دم

آواز می‌کند به زبان جرس مرا

ای عندلیب نیست مرا بر تو حسرتی

گلشن ترا مبارک و کنج قفس مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲ز رشک، باد صبا گرچه سوخت جان مرا
  2. شمارهٔ ۱۳کو سرانجامی که شب روشن کنم کاشانه را
  3. شمارهٔ ۱۴کی حرف ملامت شکند خاطر ما را؟
  4. شمارهٔ ۱۵دلبستگی نماند به وارستگی مرا
  5. شمارهٔ ۱۶فکند از نظری دیده حسود مرا
  6. شمارهٔ ۱۷ز هجر کرد خبردار وصل یار مرا
  7. شمارهٔ ۱۸یکی بود به نظر نیستی و هستی ما
  8. شمارهٔ ۱۹آتش مزاج من بگذار این عتاب را
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.