پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

غزلیات

شمارهٔ ۷

پژمردگی نبرد بهار از گیاه ما

چون لاله جزو تن شده بخت سیاه ما

روزی که نبود آینه حسن در نظر

در چشمخانه زنگ برآرد نگاه ما

ما صبح صادقیم و دم از مهر می‌زنیم

آیینه تیرگی نپذیرد ز آه ما

آن‌کس که پی به مزرع امید ما نبرد

گیرد مگر ز برق سراغ گیاه ما

آتش کشد زبانه چو شمع از زبان او

کلک فرشته گر بنویسد گناه ما

از دیده نر و دل روشن به راه عشق

افتد بر آب و آینه چون عکس راه ما

قدسی کفایت است در اثبات عاشقی

رخسار زرد و دیده گریان گواه ما

امشب سیه‌ترست ز شب‌های دیگرم

قدسی مگر شود مدد صبح آه ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹ز نقش کینه چو پاک است لوح سینه ما
  2. شمارهٔ ۱۰از جا نبرد صحبت اهل هوس مرا
  3. شمارهٔ ۱۱تا ز رویش گلستان کردم نگاه خویش را
  4. شمارهٔ ۱۲ز رشک، باد صبا گرچه سوخت جان مرا
  5. شمارهٔ ۱۳کو سرانجامی که شب روشن کنم کاشانه را
  6. شمارهٔ ۱۴کی حرف ملامت شکند خاطر ما را؟
  7. شمارهٔ ۱۵دلبستگی نماند به وارستگی مرا
  8. شمارهٔ ۱۶فکند از نظری دیده حسود مرا
همه‌ی غزلیات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.