پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی

آذر بیگدلی

غزلیات

۲۰۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ کشته ی عشقت ننالید از تو، آهی هم نکرد
  2. شمارهٔ ۶۲ دایه، کِت در مهد زر ای سیم‌تن می‌پرورد
  3. شمارهٔ ۶۳ یارم ز وفا چو دست گیرد
  4. شمارهٔ ۶۴ روز محشر، که ز هر گوشه کسی برخیزد؛
  5. شمارهٔ ۶۵ ما را دگری جز سگ او یار نباشد
  6. شمارهٔ ۶۶ دم مرگم، ز غم هجر غمی بیش نباشد
  7. شمارهٔ ۶۷ چو رویت، لاله ی رنگین نباشد
  8. شمارهٔ ۶۸ خاکش، اگر ز دوری، بر باد رفته باشد
  9. شمارهٔ ۶۹ یار بهر خاطر اغیار زارم می‌کشد
  10. شمارهٔ ۷۰ آمد شب و، وقت یا رب آمد!
  11. شمارهٔ ۷۱ از سینه دل رمید و بزلف تو رام ماند
  12. شمارهٔ ۷۲ گفتا که: بسینه ز منت کینه نماند؟!
  13. شمارهٔ ۷۳ شبی که غیر در آن آستان نمی‌ماند
  14. شمارهٔ ۷۴ پس از کشتن، نه بر سر قاتلم از کین نمی‌ماند
  15. شمارهٔ ۷۵ صید کنان میروی، ای صنم صید بند
  16. شمارهٔ ۷۶ مشکل که نشانی ز شهیدان تو یابند
  17. شمارهٔ ۷۷ نخست کاش در خانقاه می بستند
  18. شمارهٔ ۷۸ ستمکشان تو، از شکوه لب چنان بستند؛
  19. شمارهٔ ۷۹ مرا عجز و تو را بیداد دادند
  20. شمارهٔ ۸۰ شراب شوق تو ما را چو در گلو ریزند
  21. شمارهٔ ۸۱ مطرب امشب ناله سر کرده است، نایی می‌زند
  22. شمارهٔ ۸۲ اهل وفا، به آرزوی دل نمی‌رسند؛
  23. شمارهٔ ۸۳ یار شد بیوفا، کسی چکند؟!
  24. شمارهٔ ۸۴ آنکه با اهل وفا نابسته پیمان بشکند
  25. شمارهٔ ۸۵ ناله ی مرغ قفس، گر بچمن گوش کند
  26. شمارهٔ ۸۶ جانم، از جانان حکایت می‌کند
  27. شمارهٔ ۸۷ خو به جفا نگار من، کرده و بس نمی‌کند
  28. شمارهٔ ۸۸ مرغان اولی اجنحه، کاندر طیرانند
  29. شمارهٔ ۸۹ شب پره کو روز آفتاب نبیند
  30. شمارهٔ ۹۰ با هم افسوس بتانی که در این ملک شهند
  31. شمارهٔ ۹۱ کسی کز رشک نتواند که روزی با منت بیند
  32. شمارهٔ ۹۲ گرت بخاک شهیدان گذار خواهد بود
  33. شمارهٔ ۹۳ یاد باد آنکه ز یاری منت عار نبود
  34. شمارهٔ ۹۴ دوشم، به اهل بزم سر گفتگو نبود
  35. شمارهٔ ۹۵ به حسرت مردم و، آخر ندیدم روی یار خود
  36. شمارهٔ ۹۶ از دلم داغ تمنای تو، مشکل برود؛
  37. شمارهٔ ۹۷ بربست محمل ماه من، از تن توانم می‌رود؛
  38. شمارهٔ ۹۸ با پستهٔ خندانت، شکر به چه کار آید؟!
  39. شمارهٔ ۹۹ مرا، کام دل، ازنگاهی برآید
  40. شمارهٔ ۱۰۰ ماه، بر روی چو ماهش نگرید
  41. شمارهٔ ۱۰۱ قاصدا، نامه‌ای از کوی فلانی به من آر
  42. شمارهٔ ۱۰۲ وفادارا، وفای من نگه دار؛
  43. شمارهٔ ۱۰۳ جز دل نالان مرا ای گل، نه دمساز دگر
  44. شمارهٔ ۱۰۴ ایزد سرشته هر دل از آب و گل دگر
  45. شمارهٔ ۱۰۵ بسته‌ای پای من و گویی: برو جای دگر
  46. شمارهٔ ۱۰۶ می‌رمد صیاد، از نالیدن ما در قفس؛
  47. شمارهٔ ۱۰۷ تا من افتادم به دام، افتاد غوغا در قفس؛
  48. شمارهٔ ۱۰۸ با مشک خطت، یاد ز عنبر نکند کس
  49. شمارهٔ ۱۰۹ چون صبر ز جور تو ستمگر نکند کس؟!
  50. شمارهٔ ۱۱۰ صبحدم، در باغ هر کو خندهٔ گل بایدش
  51. شمارهٔ ۱۱۱ دلم، از بی‌کسی می‌نالد و، کس نیست دمسازش؛
  52. شمارهٔ ۱۱۲ به من باد صبا در پرده گوید کاش پیغامش
  53. شمارهٔ ۱۱۳ مهی، که مایهٔ شادی عالم است غمش
  54. شمارهٔ ۱۱۴ از اسیران خود آن شه بی‌خبر بگذشت حیف
  55. شمارهٔ ۱۱۵ مشکل که برم من جان، آسان چو تو بردی دل؛
  56. شمارهٔ ۱۱۶ ای ساربان خدا را، آهسته رو به منزل
  57. شمارهٔ ۱۱۷ بی‌تو چو می در قدح ریزم و شکر به جام
  58. شمارهٔ ۱۱۸ یک قطره خون، ز تیغ بتان وام کرده‌ام؛
  59. شمارهٔ ۱۱۹ منت جفا ز وفا برگزیده آمده‌ام!
  60. شمارهٔ ۱۲۰ در قفس خود را بیاد آشیان انداختم

متن اشعار به نقل از گنجور.