پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹

مرا عجز و تو را بیداد دادند

بهر کس آنچه باید داد دادند

برهمن را، وفا تعلیم کردند

صنم را، بیوفائی یاد دادند

به افسون، دست و پای صید بستند

بدست صید کش صیاد دادند

گران کردند گوش گل، پس آنگه

به بلبل رخصت فریاد دادند

سراغ حجله ی شیرین گرفتم

نشانم تربت فرهاد دادند

زدند آتش بجان پروانه را شب

سحر خاکسترش بر باد دادند

سر زنجیر آذر را گرفتند

بدست سنگدل جلاد دادند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱مطرب امشب ناله سر کرده است، نایی می‌زند
  2. شمارهٔ ۸۲اهل وفا، به آرزوی دل نمی‌رسند؛
  3. شمارهٔ ۸۳یار شد بیوفا، کسی چکند؟!
  4. شمارهٔ ۸۴آنکه با اهل وفا نابسته پیمان بشکند
  5. شمارهٔ ۸۵ناله ی مرغ قفس، گر بچمن گوش کند
  6. شمارهٔ ۸۶جانم، از جانان حکایت می‌کند
  7. شمارهٔ ۸۷خو به جفا نگار من، کرده و بس نمی‌کند
  8. شمارهٔ ۸۸مرغان اولی اجنحه، کاندر طیرانند
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.