پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸

مرغان اولی اجنحه، کاندر طیرانند

از حسرت مرغان قفس بیخبرانند

در حیرتم از دردکشان کز همه عالم

دارند خبر، گرچه ز خود بیخبرانند

جز من، دگران را مکن از جور خود آگاه

آنانکه ندارند غم جان، دگرانند!

ای خضر ره عشق، غم ما مخور، اما

این تازه ز ره گمشدگان، نوسفرانند

در بزم وصال تو، بخود میطپدم دل؛

از رشک دو چشمم، که برویت نگرانند

از باغ چه گل رفته که گلها همه آذر

خونین مژه خونین دل و خونین جگرانند؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰با هم افسوس بتانی که در این ملک شهند
  2. شمارهٔ ۹۱کسی کز رشک نتواند که روزی با منت بیند
  3. شمارهٔ ۹۲گرت بخاک شهیدان گذار خواهد بود
  4. شمارهٔ ۹۳یاد باد آنکه ز یاری منت عار نبود
  5. شمارهٔ ۹۴دوشم، به اهل بزم سر گفتگو نبود
  6. شمارهٔ ۹۵به حسرت مردم و، آخر ندیدم روی یار خود
  7. شمارهٔ ۹۶از دلم داغ تمنای تو، مشکل برود؛
  8. شمارهٔ ۹۷بربست محمل ماه من، از تن توانم می‌رود؛
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.