پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴

دوشم، به اهل بزم سر گفتگو نبود

من در خمار بودم و، می در سبو نبود

پرسید: در دل تو ندانم چه آرزوست؟!

غافل که در دلم بجز این آرزو نبود!

جرم سگ تو نیست، گرت شب نبرد خواب

او را مکش، که ناله ی من بود، ازو نبود!

دوش آمدم که پای تو بوسم، ز بیم غیر

راهی بخلوت توام از هیچ سو نبود

میخوردم از فراق تو خون دوش وقت مرگ

یعنی که بیتو آب خوشم در گلو نبود

قاصد بگو: ز دوریت آذر سپرد جان

ور گوید: از منش گله یی بود، گو نبود!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶از دلم داغ تمنای تو، مشکل برود؛
  2. شمارهٔ ۹۷بربست محمل ماه من، از تن توانم می‌رود؛
  3. شمارهٔ ۹۸با پستهٔ خندانت، شکر به چه کار آید؟!
  4. شمارهٔ ۹۹مرا، کام دل، ازنگاهی برآید
  5. شمارهٔ ۱۰۰ماه، بر روی چو ماهش نگرید
  6. شمارهٔ ۱۰۱قاصدا، نامه‌ای از کوی فلانی به من آر
  7. شمارهٔ ۱۰۲وفادارا، وفای من نگه دار؛
  8. شمارهٔ ۱۰۳جز دل نالان مرا ای گل، نه دمساز دگر
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.