پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳

یاد باد آنکه ز یاری منت عار نبود

یار من بودی و کس غیر منت یار نبود

روز حشرم، تو گواهی که شب هجرم کشت

کان شب ای دیده کسی غیر تو بیدار نبود!

از دل آزاری رشک، آه کنون دانستم

کآنچه زین پیش کشیدم ز تو آزار نبود

خواریم، کار رسانده است بجایی که رقیب

با توام دید بهرجا، بمنش کار نبود

دلم از تاب کمند تو، چنین شد بیتاب؛

ورنه کی بود که این صید گرفتار نبود؟!

بلبلی دوش بدام آمد و در ناله ی او

اثری بود که تا بود بگلزار نبود!

بود امید نگه باز پسینش آذر

ورنه جان دادنش از هجر تو دشوار نبود!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵به حسرت مردم و، آخر ندیدم روی یار خود
  2. شمارهٔ ۹۶از دلم داغ تمنای تو، مشکل برود؛
  3. شمارهٔ ۹۷بربست محمل ماه من، از تن توانم می‌رود؛
  4. شمارهٔ ۹۸با پستهٔ خندانت، شکر به چه کار آید؟!
  5. شمارهٔ ۹۹مرا، کام دل، ازنگاهی برآید
  6. شمارهٔ ۱۰۰ماه، بر روی چو ماهش نگرید
  7. شمارهٔ ۱۰۱قاصدا، نامه‌ای از کوی فلانی به من آر
  8. شمارهٔ ۱۰۲وفادارا، وفای من نگه دار؛
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.