پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۹۹

مرا، کام دل، ازنگاهی برآید

که از کنج چشم سیاهی برآید

کند گر نه بانگ جرس رهنمایی

چه از سعی کم کرده راهی برآید؟!

شب عید، چشمم ببامی است کز وی

پی دیدن ماه، ماهی برآید

رخت ماه و بهتر ز ماهی که گاهی

رود در پس ابر و گاهی برآید

بشاهان رسد ناز چون من گدایی

که از خلوت چون تو شاهی برآید

مرا گر کشد، ور کند زنده شاید؛

کش این هر دو کار، از نگاهی برآید

نیارم ز کوی تو رفتی چو صیدی

که نتواند از صید گاهی برآید

جفایش مباد از دل دردمندی

شبی ناله یی، روزی آهی برآید

مکن رنجه، سرپنجه از بهر قتلم

چه از کشتن بیگناهی برآید؟!

دعا سرکنم کز لبت کام آذر

برآید الهی، الهی برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱قاصدا، نامه‌ای از کوی فلانی به من آر
  2. شمارهٔ ۱۰۲وفادارا، وفای من نگه دار؛
  3. شمارهٔ ۱۰۳جز دل نالان مرا ای گل، نه دمساز دگر
  4. شمارهٔ ۱۰۴ایزد سرشته هر دل از آب و گل دگر
  5. شمارهٔ ۱۰۵بسته‌ای پای من و گویی: برو جای دگر
  6. شمارهٔ ۱۰۶می‌رمد صیاد، از نالیدن ما در قفس؛
  7. شمارهٔ ۱۰۷تا من افتادم به دام، افتاد غوغا در قفس؛
  8. شمارهٔ ۱۰۸با مشک خطت، یاد ز عنبر نکند کس
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.