پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲

وفادارا، وفای من نگه دار؛

مرا کشتی، عزای من نگه دار

مرا خونریز و دست از کشتن غیر

به رسم خونبهای من نگه دار

تهی سازی چو ترکش بر اسیران

خدنگی از برای من نگه دار

دلا، رفتن مرا زان محال است

وگر مردم، تو جای من نگه دار!

ز هجر او مرا، ز آه من او را؛

نگه دار ای خدای من نگه دار

به هجر من، به وصل دشمن ای دوست

مشو راضی، رضای من نگه دار

به پای خود به کویت آمد آذر

دگر دست از جفای من نگه دار!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴ایزد سرشته هر دل از آب و گل دگر
  2. شمارهٔ ۱۰۵بسته‌ای پای من و گویی: برو جای دگر
  3. شمارهٔ ۱۰۶می‌رمد صیاد، از نالیدن ما در قفس؛
  4. شمارهٔ ۱۰۷تا من افتادم به دام، افتاد غوغا در قفس؛
  5. شمارهٔ ۱۰۸با مشک خطت، یاد ز عنبر نکند کس
  6. شمارهٔ ۱۰۹چون صبر ز جور تو ستمگر نکند کس؟!
  7. شمارهٔ ۱۱۰صبحدم، در باغ هر کو خندهٔ گل بایدش
  8. شمارهٔ ۱۱۱دلم، از بی‌کسی می‌نالد و، کس نیست دمسازش؛
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.