پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

می‌رمد صیاد، از نالیدن ما در قفس؛

وای بر مرغی که با ما می‌نهد پا در قفس

آنکه بست امشب رهم بر آستان از نغمه، کاش

باشدش بر نالهٔ من، گوش فردا در قفس

جان برد از نالهٔ جان‌سوز من مرغی به باغ

گر نبودم باز باید بود تنها در قفس

نو گرفتارم، به دلتنگی نکردم خو هنوز

آه اگر غافل فتد چشمم به صحرا در قفس

بوی گل، هرگز پرافشانم به گلزاری نکرد؛

گاهگاهی دیده‌ام روی گل، اما در قفس!

تا به آواز که باشد گوش صیاد آشنا؟!

بلبل اندر آشیان می‌نالد و، ما در قفس!

عندلیب باغ عشق آذر، بود کارش مدام

ناله یا در دام، یا در آشیان یا در قفس!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸با مشک خطت، یاد ز عنبر نکند کس
  2. شمارهٔ ۱۰۹چون صبر ز جور تو ستمگر نکند کس؟!
  3. شمارهٔ ۱۱۰صبحدم، در باغ هر کو خندهٔ گل بایدش
  4. شمارهٔ ۱۱۱دلم، از بی‌کسی می‌نالد و، کس نیست دمسازش؛
  5. شمارهٔ ۱۱۲به من باد صبا در پرده گوید کاش پیغامش
  6. شمارهٔ ۱۱۳مهی، که مایهٔ شادی عالم است غمش
  7. شمارهٔ ۱۱۴از اسیران خود آن شه بی‌خبر بگذشت حیف
  8. شمارهٔ ۱۱۵مشکل که برم من جان، آسان چو تو بردی دل؛
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.