پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵

مشکل که برم من جان، آسان چو تو بردی دل؛

دل بردن تو آسان، جان بردن من مشکل!

صیاد ز بی رحمی، زد تیری و پنهان شد؛

نگذاشت بکام دل، در خاک طپد بسمل

در حشر چو برخیزم، در دامنت آویزم؛

صد فتنه برانگیزم، کز من نشوی غافل!

لیلی، بفراز تخت، آسوده چه غم دارد؟!

افتاده بره مجنون چون گرد پی محمل!

از هجر منال آذر، کز دوری آن دلبر؛

دست همه کس بر سر، پای همه کس در گل!!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷بی‌تو چو می در قدح ریزم و شکر به جام
  2. شمارهٔ ۱۱۸یک قطره خون، ز تیغ بتان وام کرده‌ام؛
  3. شمارهٔ ۱۱۹منت جفا ز وفا برگزیده آمده‌ام!
  4. شمارهٔ ۱۲۰در قفس خود را بیاد آشیان انداختم
  5. شمارهٔ ۱۲۱نکهتی امشب از آن زلف دوتا می‌خواستم
  6. شمارهٔ ۱۲۲اگر نه احتراز از شادی اغیار می‌کردم
  7. شمارهٔ ۱۲۳نمیگویم نمیکردی اگر شادم چه میکردم؟!
  8. شمارهٔ ۱۲۴در آن ساعت که به گرد تو ای خودکام می‌گردم
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.