پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶

ای ساربان خدا را، آهسته رو به منزل

کز هر طرف اسیری مانده است پای در گل

جمعی ز وصل سوزند، خلقی ز هجر میرند؛

ای وای اگر زمانی، بیرون روی ز محفل

با آن لبِ شکرریز، با آن نهال نوخیز؛

تا رفته‌ای ز گلشن، ای نازنین‌شمایل

هر غنچه ز اشتیاقت، چشمی است مانده در ره

هر سرو از فراقت، پایی است رفته در گل

خواهد گر آن ستمگر، جان و دلی ز آذر

هم دست شوید از جان هم چشم پوشد از دل!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸یک قطره خون، ز تیغ بتان وام کرده‌ام؛
  2. شمارهٔ ۱۱۹منت جفا ز وفا برگزیده آمده‌ام!
  3. شمارهٔ ۱۲۰در قفس خود را بیاد آشیان انداختم
  4. شمارهٔ ۱۲۱نکهتی امشب از آن زلف دوتا می‌خواستم
  5. شمارهٔ ۱۲۲اگر نه احتراز از شادی اغیار می‌کردم
  6. شمارهٔ ۱۲۳نمیگویم نمیکردی اگر شادم چه میکردم؟!
  7. شمارهٔ ۱۲۴در آن ساعت که به گرد تو ای خودکام می‌گردم
  8. شمارهٔ ۱۲۵شد عمر و، ز ایام دل شاد ندیدم؛
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.