پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱

نکهتی امشب از آن زلف دوتا می‌خواستم

این قدر همراهی از باد صبا می‌خواستم

من که اکنون، رخصت نظاره‌ام از دور نیست

ساده‌لوحی بین، که در بزم تو جا می‌خواستم؟!

نیست آذر خوارتر از من کسی در کوی او

این سزای من، که از خوبان وفا می‌خواستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳نمیگویم نمیکردی اگر شادم چه میکردم؟!
  2. شمارهٔ ۱۲۴در آن ساعت که به گرد تو ای خودکام می‌گردم
  3. شمارهٔ ۱۲۵شد عمر و، ز ایام دل شاد ندیدم؛
  4. شمارهٔ ۱۲۶نیم غمگین، ولی خود را غمین از بهر آن دارم؛
  5. شمارهٔ ۱۲۷گر روی تو بینم و بمیرم
  6. شمارهٔ ۱۲۸غمین، چند از برت با چشم خون آلود برخیزم؟!
  7. شمارهٔ ۱۲۹زنده کی از برت ای جان جهان برخیزم؟!
  8. شمارهٔ ۱۳۰شبی کت، غیر، هم بزم است، اگر بیرون در باشم
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.