پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹

زنده کی از برت ای جان جهان برخیزم؟!

مگر آن دم که سپارم بتو جان برخیزم!

وعده ی خلوت خاصم، چو دهی در مجلس؛

آن قدر باش که از خلق نهان برخیزم!

غیر من نیست میان توو اغیار حجاب؛

آه از آن روز که منهم ز میان برخیزم

رنجشم از تو بحدی است که در خلوت خاص

صد رهم گر بنشانند، همان برخیزم!

غمی از پیریم آذر نه که در پای خمی؛

شب چو آسوده شوم، صبح جوان برخیزم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱خوش آنکه از غم دل، حرفیش گفته باشم؛
  2. شمارهٔ ۱۳۲بود طریقهٔ هوش، اینکه سر عشق بپوشم
  3. شمارهٔ ۱۳۳دردا که حریف راز دانم
  4. شمارهٔ ۱۳۴فقیرم، غیر آن درگاه، درگاهی نمی‌دانم!
  5. شمارهٔ ۱۳۵جانان نشسته تا من از شوق جان فشانم
  6. شمارهٔ ۱۳۶آمد از راه و نشد فرصت دیدن چکنم؟!
  7. شمارهٔ ۱۳۷آه از دمی که روز جزا گریه سر کنم
  8. شمارهٔ ۱۳۸درین گلشن چو شاخ گل، سرا پا گوش بنشینم
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.