پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶

آمد از راه و نشد فرصت دیدن چکنم؟!

رفت و باید ستم هجر کشیدن چکنم؟!

از همان بزم، که کس ناله ی زارم نشنید؛

بایدم خنده ی اغیار شنیدن چکنم؟!

حلقه در گوش کشم، گر تو بهیچم نخری

چون تو را نیست سر بنده خریدن چکنم؟!

زد بتیغ ستم و، بست بفتراکم و ماند

بدلم حسرت در خاک طپیدن چکنم؟!

مه من، سوی سفر میرود از منزل و نیست

از پی محمل او پای دویدن چکنم؟!

گیرم ای مهر گسل، با تو گزینم پیوند

چون رسد نوبت پیوند بریدن چکنم؟!

گیرم آن آهوی وحشی شود آذر رامم

چون کند بی سبب آهنگ رسیدن چکنم؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸درین گلشن چو شاخ گل، سرا پا گوش بنشینم
  2. شمارهٔ ۱۳۹خوش آنکه شبی با تو سخن گویم و گریم!
  3. شمارهٔ ۱۴۰شب عید است، در میخانه باید بستر اندازیم
  4. شمارهٔ ۱۴۱گر دل جویی، هوات جویم
  5. شمارهٔ ۱۴۲دوسه روز شد که پیدا نه ای، از کجات جویم؟!
  6. شمارهٔ ۱۴۳ما به خلد از سر کویت به تماشا نرویم
  7. شمارهٔ ۱۴۴گرش این جفاست امسال، همان بیار گویم
  8. شمارهٔ ۱۴۵جان میدهد جان، آن لعل خندان
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.