پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۱

گر دل جویی، هوات جویم

ور جان طلبی، رضات جویم

شد گرچه جفایت آفت جان

تا جان دارم جفات جویم

تا روز وفات، ای جفاجو

مهرت طلبم، وفات جویم

کس چون ندهد سراغت از رشک

خون گریم و از خدات جویم

تو در دل و، دل تو برده رفتی

اکنون چکنم کجات جویم؟!

غیرت، بفسون اگر ز ره برد؛

منهم روم از دعات جویم

آذر، درد تو درد عشق است

رفتم ز اجل دوات جویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۳ما به خلد از سر کویت به تماشا نرویم
  2. شمارهٔ ۱۴۴گرش این جفاست امسال، همان بیار گویم
  3. شمارهٔ ۱۴۵جان میدهد جان، آن لعل خندان
  4. شمارهٔ ۱۴۶دی، رشته‌ای به گردنم آن شاه مهوشان
  5. شمارهٔ ۱۴۷شاهی تو و، شاهان جهان همچو غلامان
  6. شمارهٔ ۱۴۸گدایان را، هوای بزم سلطانی و، سلطانان
  7. شمارهٔ ۱۴۹تو خسروی و، من سگت ای شاه خسروان
  8. شمارهٔ ۱۵۰نشسته میکشان، اهل هوس در خلوت جانان؛
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.