پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۲

دوسه روز شد که پیدا نه ای، از کجات جویم؟!

بکسیت آشنایی نه، کز آشنات جویم

تو گرانبها دری، چون من بینوات جویم؟!

وگرت کسی فروشد، ز کجا بهات جویم؟!

بهزار حیله اندر تو گریزم و گریزی

ز من آنقدر بیاید که بصد دعات جویم

بوفا امیدوارم، ز تو وین عجب کز اول

بجفا گرفته ای خو تو و، من وفات جویم

نه بدیر راهب آگه، نه به کعبه زاهد از تو؛

تو اگر بخود دلیلم نشوی کجات جویم

ز تو هیچکس نشانم چو نمیدهد ز غیرت

چکنم جز اینکه منهم روم از خدا جویم؟!

بهزار درد آذر ز من است چاره، اما

تو که درد عشق داری، ز کجا دوات جویم؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۴گرش این جفاست امسال، همان بیار گویم
  2. شمارهٔ ۱۴۵جان میدهد جان، آن لعل خندان
  3. شمارهٔ ۱۴۶دی، رشته‌ای به گردنم آن شاه مهوشان
  4. شمارهٔ ۱۴۷شاهی تو و، شاهان جهان همچو غلامان
  5. شمارهٔ ۱۴۸گدایان را، هوای بزم سلطانی و، سلطانان
  6. شمارهٔ ۱۴۹تو خسروی و، من سگت ای شاه خسروان
  7. شمارهٔ ۱۵۰نشسته میکشان، اهل هوس در خلوت جانان؛
  8. شمارهٔ ۱۵۱اشک من کآب زلالی است که نتوان گفتن
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.