پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۷

شاهی تو و، شاهان جهان همچو غلامان

بوسند غلامان تو را، گوشهٔ دامان

نالان من و، در زمزمه مرغان چمن گرد

گریان من و، در قهقهه کبکان خرامان!

خوش آنکه به هم درد دل خود بشماریم

در سایهٔ دیوار من و، بر لب بام آن

گفتی: چه کنی چون ز میان تیغ برآرم؟!

جز شکر چه آید ز من بی‌سر و سامان؟!

آذر، ز نکویان طمع مهر و وفا داشت

غافل که عَلَی‌الْعاشِق هٰذانِ حَرامان!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۹تو خسروی و، من سگت ای شاه خسروان
  2. شمارهٔ ۱۵۰نشسته میکشان، اهل هوس در خلوت جانان؛
  3. شمارهٔ ۱۵۱اشک من کآب زلالی است که نتوان گفتن
  4. شمارهٔ ۱۵۲شد از مرگ برادر، دل خراب و سینه ریش از من؛
  5. شمارهٔ ۱۵۳باز نامد قاصدی کامد بسویت، سوی من؛
  6. شمارهٔ ۱۵۴چون در دل شیرین بود از رشک شکر خون
  7. شمارهٔ ۱۵۵فزود هر نفسم عشق، کز خط شبگون؛
  8. شمارهٔ ۱۵۶چرا، هر جا مرا دیدی،از آنجا آمدی بیرون؟!
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.