پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۵

فزود هر نفسم عشق، کز خط شبگون؛

فزود روزبروز آن جمال روز افزون

چو نیست تاب فراقم، مرو که گر بروی

ز اشک من همه چا پای مینهی در خون

بحیرتم ز دل تنگ خود، که هر که نشست

در آن خرابه، از آنجا نمیرود بیرون!

کسی که نیست ز یارش جدا چه میداند

که از جدایی لیلی چه میکشد مجنون؟!

فغان که نیست مرا بیشتر ز یکدل و تو

بیک نگاه بری از هزار دل افزون

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۷من و دردت، که درمان من است این؛
  2. شمارهٔ ۱۵۸طبیبا، جان غم پرورد من بین
  3. شمارهٔ ۱۵۹ز میان می‌روم اینک، به کنارم بنشین
  4. شمارهٔ ۱۶۰بزبان حال دارم، گله بینهایت از تو؛
  5. شمارهٔ ۱۶۱از غیر، ایمنم، که بود پاسبان تو
  6. شمارهٔ ۱۶۲کی یار ریزد خون یار، آنگاه یاری همچو تو؟!
  7. شمارهٔ ۱۶۳غیر را خون دل از دیده روان است که تو
  8. شمارهٔ ۱۶۴صبح، مگر میدمد از کوی تو
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.