پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۹

ز میان می‌روم اینک، به کنارم بنشین

بنشین، هست زمانی به تو کارم، بنشین

آمدی، کز غم بیرون ز شمارم پُرسی

بنشین، تا به تو یک‌یک بشمارم بنشین

از برم رفتی و می‌میرم ازین غم‌باری

به کنارم ننشستی، به مزارم بنشین

ای که احوال دلِ زار، ز من می‌پرسی!

بنشین، تا به تو گوید دل زارم «بنشین»

گفتمش: «آذر! هوس روی تو دارم، چه کنم؟»

گفت: «جایی که فتد بر تو گذارم، بنشین»

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۱از غیر، ایمنم، که بود پاسبان تو
  2. شمارهٔ ۱۶۲کی یار ریزد خون یار، آنگاه یاری همچو تو؟!
  3. شمارهٔ ۱۶۳غیر را خون دل از دیده روان است که تو
  4. شمارهٔ ۱۶۴صبح، مگر میدمد از کوی تو
  5. شمارهٔ ۱۶۵حسرتم این است در دل، کز فراق روی تو
  6. شمارهٔ ۱۶۶این مزد قاصدی است که آید ز کوی تو
  7. شمارهٔ ۱۶۷نمیکنم گله، اما ز بیوفائی تو
  8. شمارهٔ ۱۶۸شد از دو چشم توام، چشم خون‌فشان هر دو؛
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.