پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۸

طبیبا، جان غم پرورد من بین

چو درمانم تو داری، درد من بین

تو کز می، چهره ی گلرنگ داری

به این شکرانه رنگ زرد من بین

بکویت نقد جان آورده از راه

کرم فرما و راه آورد من بین

نگارا، چونکه در محمل نشستی

بدنبالت شتابان گرد من بین!

دلش را گرم کردم با خود آذر

بیا تأثیر آه سرد من بین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۰بزبان حال دارم، گله بینهایت از تو؛
  2. شمارهٔ ۱۶۱از غیر، ایمنم، که بود پاسبان تو
  3. شمارهٔ ۱۶۲کی یار ریزد خون یار، آنگاه یاری همچو تو؟!
  4. شمارهٔ ۱۶۳غیر را خون دل از دیده روان است که تو
  5. شمارهٔ ۱۶۴صبح، مگر میدمد از کوی تو
  6. شمارهٔ ۱۶۵حسرتم این است در دل، کز فراق روی تو
  7. شمارهٔ ۱۶۶این مزد قاصدی است که آید ز کوی تو
  8. شمارهٔ ۱۶۷نمیکنم گله، اما ز بیوفائی تو
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.