پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۴

صبح، مگر میدمد از کوی تو

کز نفسش میشنوم بوی تو

توبه دهد بابلیان را ز سحر

جادویی نرگس جادوی تو

سلسله ی شیفتگان غمت

نگسلد از سلسله ی موی تو

دعوی خون، نشنود از من کسی

روز جزا بینم اگر روی تو

شکوه ام از خوی تو هرگز نبود

بود چو روی تو اگر خوی تو

گر نشینی تو به پهلوی من

به که نشینند به پهلوی تو

آذر دل باخته را ساخته

گوشه نشین گوشه ی ابروی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۶این مزد قاصدی است که آید ز کوی تو
  2. شمارهٔ ۱۶۷نمیکنم گله، اما ز بیوفائی تو
  3. شمارهٔ ۱۶۸شد از دو چشم توام، چشم خون‌فشان هر دو؛
  4. شمارهٔ ۱۶۹ای که به خون من شدت، ساعد نازنین فرو
  5. شمارهٔ ۱۷۰بر سر ره نشسته ام، قاصد کوی یار کو؟!
  6. شمارهٔ ۱۷۱بوی گل آورد باد، باده ی گلرنگ کو؟!
  7. شمارهٔ ۱۷۲نهم چون از غمت شب بر زمین ای شخ کمان پهلو
  8. شمارهٔ ۱۷۳کو خضر راهی؟ کز خیل آن ماه
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.