پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۰

بر سر ره نشسته ام، قاصد کوی یار کو؟!

دیده سفید کرده ام، گردی از آن دیار کو؟!

غیر ببزم آن پسر، محرم و من برون در؛

گر نکند دعا اثر، بازی روزگار کو؟!

روز جزا، فرشته یی، کز بد و نیک پرسدم

گریه کنان بدامنش، دست زنم که یار کو؟!

از پی قتل دوستان، تیغ کشد چو از میان؛

گر نشوم ز پی روان، طاقت انتظار کو؟!

یار و رقیب همنشین، آذر تنگدل غمین؛

دشمنی سپهر این، دوستی نگار کو؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۲نهم چون از غمت شب بر زمین ای شخ کمان پهلو
  2. شمارهٔ ۱۷۳کو خضر راهی؟ کز خیل آن ماه
  3. شمارهٔ ۱۷۴هر کسی یار کسی، تو از من دلباخته گل
  4. شمارهٔ ۱۷۵بدو زلف تو که یکسر دل مبتلا نشسته
  5. شمارهٔ ۱۷۶از روی فرخ فال بین، زلفش نگونسار آمده
  6. شمارهٔ ۱۷۷شب هجران، نمی‌دانم ز پی دارد سحر یا نه؟!
  7. شمارهٔ ۱۷۸جان اسیران سوختی، از کس برآمد دود؟ نه!
  8. شمارهٔ ۱۷۹نهی چو نام سگ خود، به من مرا طلبی
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.