پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۳

کو خضر راهی؟ کز خیل آن ماه

وامانده ام پس، گم کرده ام راه!

از دل صبوری، هنگام دوری

باور ندارم، والله بالله!

ریزد چو جیحون، خیزد چو گردون

از دیده ام اشک، از سینه ام آه!

جانها فدایت، تا چیست رایت؟!

جنگ تو دلکش، صلح تو دلخواه!

کی از کمندم، افتد به بندم؟!

آن صید وحشی، این رشته کوتاه!

افغان ز گفتن، آه از نهفتن؛

مسکین گدایی، کو رنجد از شاه!

دشمن بدلبر، همبزم و؛ آذر

جان میسپارد بیرون درگاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۵بدو زلف تو که یکسر دل مبتلا نشسته
  2. شمارهٔ ۱۷۶از روی فرخ فال بین، زلفش نگونسار آمده
  3. شمارهٔ ۱۷۷شب هجران، نمی‌دانم ز پی دارد سحر یا نه؟!
  4. شمارهٔ ۱۷۸جان اسیران سوختی، از کس برآمد دود؟ نه!
  5. شمارهٔ ۱۷۹نهی چو نام سگ خود، به من مرا طلبی
  6. شمارهٔ ۱۸۰روز و شب، از رخ رخشندهٔ شاه عجبی
  7. شمارهٔ ۱۸۱مرا بجرم وفای من از جفا کشتی
  8. شمارهٔ ۱۸۲ای باد بامدادی، میآیی از چه وادی؟!
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.