پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۰

روز و شب، از رخ رخشندهٔ شاه عجبی

آفتاب عجبی دارم و ماه عجبی

خطّ چون سبزه‌اش، از چهرهٔ چون گل زده سر

از زمین عجبی، رُسته گیاه عجبی

دید آن مه گنهِ بی‌گنهی از من و، کُشت؛

بی‌گناه عجبی را، به گناه عجبی

چه عجب گرد هم از دست دل و دین؟ که به ناز

شوخ‌چشم عجبی، کرد نگاه عجبی!

دیدم از طرف بناگوشی و، کنج دهنی؛

خط سبز عجبی، خال سیاه عجبی

لقب عاشق و معشوق، گر از من پرسند

من گدای عجبی گویم و شاه عجبی

تنم از اشک گدازد، دلم از آه چو شمع

آذر، اشک عجبی دارم و آه عجبی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۲ای باد بامدادی، میآیی از چه وادی؟!
  2. شمارهٔ ۱۸۳غم نیست دلا در دی، گر توبه ز می کردی؛
  3. شمارهٔ ۱۸۴از جفا، اهل وفا را به زبان آوردی
  4. شمارهٔ ۱۸۵دل ز یار کهن، مگر کندی
  5. شمارهٔ ۱۸۶چو دل ز دردم، چو جان ز داغم، فگار کردی چرا ز یاری
  6. شمارهٔ ۱۸۷نمی پرسی ز غمناکان، دلت شاد است پنداری؟!
  7. شمارهٔ ۱۸۸به گاه رقص، چون در انجمن می در قدح ریزی
  8. شمارهٔ ۱۸۹فغان که عمر سرآمد در انتظار کسی
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.