پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۳

غم نیست دلا در دی، گر توبه ز می کردی؛

بشکن، چو بهار آمد، هر توبه که دی کردی

گفتی: کنمت رحمی، کردی؛ چو زغم کشتی!

ای سست وفا دیدی، کی گفتی و کی کردی؟!

نه کرد و نه خواهد کرد، آتش به نی ای مطرب؛

کاری که تو با جانم، از ناله ی نی کردی

تا دل ز غمت دم زد، کشتیش؛ کنون بنگر

جرمی که زوی دیدی، ظلمی که بوی کردی!

تا کی بجهان جویی، افزونی عمر آذر

خود گوی چه افزودت، این عمر که طی کردی؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵دل ز یار کهن، مگر کندی
  2. شمارهٔ ۱۸۶چو دل ز دردم، چو جان ز داغم، فگار کردی چرا ز یاری
  3. شمارهٔ ۱۸۷نمی پرسی ز غمناکان، دلت شاد است پنداری؟!
  4. شمارهٔ ۱۸۸به گاه رقص، چون در انجمن می در قدح ریزی
  5. شمارهٔ ۱۸۹فغان که عمر سرآمد در انتظار کسی
  6. شمارهٔ ۱۹۰وقتی بغمم رسیده باشی
  7. شمارهٔ ۱۹۱خوش آنکه بسر رسیده باشی
  8. شمارهٔ ۱۹۲بیچاره بلبلی، که نبیند رخ گلی
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.