پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۰

وقتی بغمم رسیده باشی

کز من غم من شنیده باشی

بر ناله ی غیر، نایدت رحم

خاموشی ما چو دیده باشی

بخرام بطرف باغ چو سرو

تا پرده ی گل دریده باشی

می نشنوی از من آنچه گویم

تا حرف کرا شنیده باشی؟!

آوارگیم، عجب ندانی

گر از پی دل دویده باشی!

زارش مکش، از جفا بیندیش

آن را که نیافریده باشی

گردن ننهد تو را چو آذر

آن را که بزر خریده باشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۲بیچاره بلبلی، که نبیند رخ گلی
  2. شمارهٔ ۱۹۳فرخنده تر از مرغ بهشت است حمامی
  3. شمارهٔ ۱۹۴هم به روش ظریفی، هم به صفا تمامی
  4. شمارهٔ ۱۹۵ماه رخش چو بنمود، از طرف بام نیمی
  5. شمارهٔ ۱۹۶تا می نخوری، قد رخ زرد ندانی ؛
  6. شمارهٔ ۱۹۷بر آستان، مگرم پاسبان بگردانی
  7. شمارهٔ ۱۹۸تو را که گفت : رخ از دوستان بگردانی؟!
  8. شمارهٔ ۱۹۹یاری من، ای یار جفا کار چه دانی؟!
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.