پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۹

یاری من، ای یار جفا کار چه دانی؟!

بیمار نه یی، قدر پرستار چه دانی؟!

تا مرغ دلت، در قفس سینه ننالد؛

نالیدن مرغان گرفتار چه دانی؟!

تا زار نگردی ز دل آزاری یاری

زاری دل، از یار دل آزار چه دانی؟!

ای طایر گلزار، که جا در قفست نیست

رنج قفس و راحت گلزار چه دانی؟!

تا چون منت، از انجمن وصل نرانند

ذوق نگه از رخنه ی دیوار چه دانی؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۱ای به سیما، همان که می‌دانی؛
  2. شمارهٔ ۲۰۲کنی تا چند آزارم که زاری‌های من بینی؟!
  3. شمارهٔ ۲۰۳پیران بی گنه را، کشتی گر از نگاهی؛
  4. شمارهٔ ۲۰۴کجایی یوسف ثانی، کجایی؟!
  5. شمارهٔ ۲۰۵دلا، پیام من و او، اگر به هم تو نگویی
  6. شمارهٔ ۲۰۶کاکل عنبرین نهان، زیر کلاه کرده‌ای
  7. شمارهٔ ۲۰۷چند روزی شد، که از من بی‌سبب رنجیده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.