پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۲

کنی تا چند آزارم که زاری‌های من بینی؟!

به یاری کوش چون یاران، که یاری‌های من بینی!

سپردم دل، چو روز اولم دیدی، سرت گردم؛

بیا تا روز آخر جان‌سپاری‌های من بینی

تو کز شوخی قرارت نیست بر مرکب، تماشا کن

که چون گرد از قفایت بی‌قراری‌های من بینی!

نخستت بی‌وفا گفتند و، نشنیدم ز کس، اکنون

بیا کز طعن مردم، شرمساری‌های من بینی

تو شاه حسنی و، ناید پسندت بنده‌ای جز من؛

اگر از بندگان خدمتگزاری‌های من بینی

گزینی غیر را بر من، دریغ از روزگار خط؛

که ناسازی غیر و سازگاری‌های من بینی!

بهر کس راز خود گفتی، سمرشد در جهان آذر

به من گر باز گویی، رازداری‌های من بینی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۴کجایی یوسف ثانی، کجایی؟!
  2. شمارهٔ ۲۰۵دلا، پیام من و او، اگر به هم تو نگویی
  3. شمارهٔ ۲۰۶کاکل عنبرین نهان، زیر کلاه کرده‌ای
  4. شمارهٔ ۲۰۷چند روزی شد، که از من بی‌سبب رنجیده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.