پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۱

ای به سیما، همان که می‌دانی؛

تو شهی، ما همان که می‌دانی

ز آستان تو، عاشقان رفتند؛

مانده بر جا همان که می‌دانی

کوهکن، جان ز شوق کند که داشت

کارفرما همان که می‌دانی

چون خرامان به گلشنت بیند

افتد از پا همان که می‌دانی

صبح نوروز، روی روشن تو؛

شام یلدا همان که می‌دانی

باشد آذر، که شاد بنشینم

یک نفس با همان که می‌دانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۳پیران بی گنه را، کشتی گر از نگاهی؛
  2. شمارهٔ ۲۰۴کجایی یوسف ثانی، کجایی؟!
  3. شمارهٔ ۲۰۵دلا، پیام من و او، اگر به هم تو نگویی
  4. شمارهٔ ۲۰۶کاکل عنبرین نهان، زیر کلاه کرده‌ای
  5. شمارهٔ ۲۰۷چند روزی شد، که از من بی‌سبب رنجیده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.