پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۰

به یک ایما، همان که می‌دانی

برد از ما همان که می‌دانی

عارضت از بهار خط، چمن است

چمن‌آرا همان که می‌دانی

شمع، تو: ما، همین که می‌بینی

سرو، تو، ما همان که می‌دانی

رخت امشب ز حسن روز افزون

ماه و، فردا همان که می‌دانی

یوسف من، تو بردی از من دل؛

وز زلیخا همان که می‌دانی

از پس پرده گر نماید صبح

روی زیبا همان که می‌دانی

آیدش بر فراز بام سپهر

به تماشا همان که می‌دانی

بر سر نعشم آمدند آذر

همه، الا همان که می‌دانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۲کنی تا چند آزارم که زاری‌های من بینی؟!
  2. شمارهٔ ۲۰۳پیران بی گنه را، کشتی گر از نگاهی؛
  3. شمارهٔ ۲۰۴کجایی یوسف ثانی، کجایی؟!
  4. شمارهٔ ۲۰۵دلا، پیام من و او، اگر به هم تو نگویی
  5. شمارهٔ ۲۰۶کاکل عنبرین نهان، زیر کلاه کرده‌ای
  6. شمارهٔ ۲۰۷چند روزی شد، که از من بی‌سبب رنجیده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.