فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ گفتی که دلت از عشق پیوسته غمین بادا
- شمارهٔ ۲ دور از تو جان سپردن، دشوار بود ما را
- شمارهٔ ۳ روزی نگهی افتاد، بر روی کسی ما را؛
- شمارهٔ ۴ کنم شبها ازین پس پاسبانی پاسبانش را
- شمارهٔ ۵ مرده بودم از غمت، بر سر رسیدی دی مرا؟
- شمارهٔ ۶ درد دل گویم و، بر طبع گران است تو را
- شمارهٔ ۷ کی بود کی، رو به خاک آستان آرم تو را؟
- شمارهٔ ۸ دم مردن شدن دمساز چون من ناتوانی را
- شمارهٔ ۹ هر گل که دمیده از گل ما
- شمارهٔ ۱۰ رازی که از یاران نهان، با یار گفتم بارها؛
- شمارهٔ ۱۱ تا کی به درت نالیم، هرشب من و دربانها؟
- شمارهٔ ۱۲ زمام ناقه گرفته است ساربان تنها
- شمارهٔ ۱۳ سر آمد روز هجر و، با توام لب بر لب است امشب؛
- شمارهٔ ۱۴ از آن لب شکوهام بسیار و، هر شب
- شمارهٔ ۱۵ آمد سحر به پرسش من یار با رقیب
- شمارهٔ ۱۶ از خنده چه آلوده شود لب بعتابت
- شمارهٔ ۱۷ مرا بکشتی و، بازم دل از تو خرسند است؛
- شمارهٔ ۱۸ از بس دل امشبم ز تو نامهربان پر است
- شمارهٔ ۱۹ بلبل ما را فغان دیگر است
- شمارهٔ ۲۰ ز خود روم، چو پرو بال هستیم باز است
- شمارهٔ ۲۱ غیر، بیهوده، پی یار وفادار من است
- شمارهٔ ۲۲ آنچه از مکتوب من ظاهر نشد، نام من است؛
- شمارهٔ ۲۳ فتاده از پی دل کودکان و غوغائی است
- شمارهٔ ۲۴ تیر تو کز استخوان ما جست
- شمارهٔ ۲۵ وصل، که در هر نفسم آرزوست؛
- شمارهٔ ۲۶ افغان که رفت جانم و جانانم آرزوست
- شمارهٔ ۲۷ مرغ اسیرم، چمنم آرزوست
- شمارهٔ ۲۸ گلی و بلبلی تا در چمن هست
- شمارهٔ ۲۹ بر آستان توام، شب چو شد، فغانی هست
- شمارهٔ ۳۰ آمدی، دیر و، دلم کز دوریت خون میگریست؛
- شمارهٔ ۳۱ این ترک تیغ بسته ی بازو گشاده کیست؟!
- شمارهٔ ۳۲ کسی را چون به بیدادت شکی نیست
- شمارهٔ ۳۳ دردی دارم که گفتنی نیست
- شمارهٔ ۳۴ غمت، که غیر منش با کس آشنایی نیست
- شمارهٔ ۳۵ سوخت دل، اما غبار کینه از کس برنداشت؛
- شمارهٔ ۳۶ زبان، غمی که بدل داشتم نهان نگذاشت
- شمارهٔ ۳۷ دوشم بپرسش آمد و تا لب گشود رفت
- شمارهٔ ۳۸ ای که گفتی: ز در دوست درون نتوان رفت!
- شمارهٔ ۳۹ حرف جورت، همه جا با همه کس خواهم گفت
- شمارهٔ ۴۰ بر آستانهاش امشب خوشم که جانان گفت
- شمارهٔ ۴۱ هم خنده خوش است و هم خرامت!
- شمارهٔ ۴۲ هر مرغ که میپرد ز بامت
- شمارهٔ ۴۳ چو بر مزار من آید بجلوه آن قد و قامت
- شمارهٔ ۴۴ ز آن سویش ای نسیم صبا میفرستمت
- شمارهٔ ۴۵ گیرم بعجز دامنت و جان سپارمت
- شمارهٔ ۴۶ حیات جاودان بخشد بعاشق لعل خندانت
- شمارهٔ ۴۷ کجا روم؟ که اگر باشدم ز دست شکایت
- شمارهٔ ۴۸ نهم به پای کسی سر، که سر نهاده به پایت
- شمارهٔ ۴۹ من از غمت، زبانی، با خلق در شکایت
- شمارهٔ ۵۰ نهم بر خاک پهلو شب، به این امید در کویت
- شمارهٔ ۵۱ وفا نگر، که وفائی ندیده از صیاد
- شمارهٔ ۵۲ گفتمش حرفی و امید که در گوشش باد
- شمارهٔ ۵۳ دلم، تاب تغافل، طاقت آزار هم دارد؛
- شمارهٔ ۵۴ عاشقم و، عشق من زوال ندارد
- شمارهٔ ۵۵ پیش عذار تو، مه جمال ندارد
- شمارهٔ ۵۶ دلم، که شکوه ز بیداد دلبری دارد؛
- شمارهٔ ۵۷ ز دشمنی بمنت، روزگار نگذارد
- شمارهٔ ۵۸ قاصد، از ننگ زمن نامه بجایی نبرد
- شمارهٔ ۵۹ گفتم: ای مه بی سبب یاری ز یاری بگذرد؟!
- شمارهٔ ۶۰ چند روزی از سر کویت سفر خواهیم کرد
متن اشعار به نقل از گنجور.